نمیشه اما باید پنهانش کنم
دوست داشتنم رو می گم
وقتی به رز زرد خیره میشی یه جوری انرژی میده بهت که هم غمت رو میفهمه هم شوق درونت رو
مثل خورشید میمونه، بوی پاییز میده
میگن پاییز واسه عشق های در رفته غمگینه، اون دستای گره خورده توی هم، نارنجی و قرمزش بیشتره تا زرد، رنگ غم مال حس های یکطرفه است
اول پاییز که میشه تولد تو نزدیکه کلی ذوق میکنم که روز تولدت خاص ترین روز واسم باشه، اما از این که هیچ سهمی ندارم، دلم میگیره، دوست داشتن کسی که دوستت نداره خیلی درد داره واقعا زرده، مثل یک زخم که از کبودی دراومده میگن خوب شدی دیگه اما بیشتر از روز اول درد میکنه.
فردا یک ماه گذشته از دنیایی که نمی تونم بهت پیام بدم، خیلی سخته، من زندانی ام واسم حبس ابد بریدی، گفتی دیگه پیام نده.