دارم به این فکر می کنم که

حال دلم بهتره از قبل

درسته که نداشتنت سخته

ولی تصور چیز های زیبا

معنای اصلی زندگی کردن هست

همین

دوست دارم

انتظار سخته

بی خبری سخت تر

بهت هم وحشت ناکه

فکر کن یه تاب توی سردترین هوای زمستان

دلش آغوش تو رو بخواد

دوست داشتن عجیبه

میدونم پر از درده

شاید هم همین درداست که قشنگ ترش میکنه

تا تو با درد ها چطور تا کنی

میخواهم قشنگی های حسم رو بغل بگیرم

آروم آروم بزرگشون کنم

عاشق شدن

عجیبه

امروز فهمیدم که تو خیلی وقت پیش ها من رو بلاک کرده بودی و هیچ کدوم از پیام هام به تو نرسیده، فکر می کردم وقتی تیک دلیور می یاد یعنی بدستت می رسه!

اصلا انگار من از زندگیت خیلی وقته رفتم

آدرس اینجا رو هم نمی دونی

خلاصه بگم حالم خیلی بده

لعنت به احساس من

آلن

دیدن عکست بهم انرژی میده

نمی دونم تا کی زنده ام

مرگ همیشه بدون سلام میاد سراغ ما آدما

فقط میخوام بگم کاش تو اون دنیا بیشتر از اینجا داشته باشمت

همین

خودمو زیاد بغل می کنم
دلم تنگ شده
واسه نگات
صدات
همه چیت
دوسِت دارم
امیدوارم همیشه آغوشت پر باشه از بغلِ عشقت
فقط یادت باشه من همیشه تا زنده ام حتی بعد از مرگم،
آغوشم منتظر بغل تو هست
دنیا به من یک تُ بدهکار است.

دیروز شیراز بارونی بود

رفتم تو بارونا خیس خیس شدم

میخوام یه سوالی بپرسم که

خیلی وقته دنبال جوابشم

حست به من چیه؟

معلوم نیست بتونم به این جواب برسم یا نه

دیگه مثل قبل تر ها از خیس شدن واهمه ندارم.

وقتی قلب پر از تپش های نامنظم میشه

وقتی هی نارنجی و هی بنفش میشه

وقتی دوست داشتنت پر رنگ میشه

لب ها فقط به تو فکر میکنند.

دلم برات تنگ شده، تو رو میخوام

داره بارون میاد

دلم میخواد ببوسمت، در آغوش بگیرمت، نگات کنم، بهت پیام بدم

تو همه ی اینا رو ازم دریغ کردی

دارم آب میشم

بارون و دوست دارم

دوست داشتن ، اول از همه دوستت داشتم بعد دلتنگت شدم

حالا روز هاست که دلم از دلتنگی پر میشه

تمام راه هایی که به تو می رسیدند رو رفتم

دیگه حتی هیچ فضای مجازی ای هم نیست که من رو به تو وصل کنه

میفهمی حسم رو؟

امیدوارم هیچ کسی حس من رو تجربه نکرده باشه و نفهمه

همین

به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت