به تو می اندیشم، و تمام من پر می شود از دوست داشتن هایی ملموس از آفتاب

دریا امواج سوزناکش را در گوشم به صخره ها می زند

شن های خاطره پوستشان به زمین چسبیده است تا تو بیایی و قدم بزنی

و هر چه هست را با خود ببری

به اعماق سهمگین اقیانوس